به نام خدا
کار یک شرکت نوپا با جذب سرمایه گذار برای ایده بررسی شده به پایان نمی رسد بلکه پس از شروع و اجرایی شدن ایده تازه به قسمت مهم آن یعنی بازاریابی می رسیم. بدون استراتژی بازاریابی کسب و کار شما شناخته نمی شود و در فرآیند برندینگ و جذب مشتری موفق نخواهد بود.
توجه ویژه به بازاریابی و استفاده از روش های خلاقانه می تواند شما را به طور فزاینده از رقبا جلو بیاندازد. اگر شما نیز خواهان بازاریابی موفق استارت اپ خود هستید با ما همراه باشید و به نکات مطرح شده توجه فرمایید.
برندینگ
اولین نکته قبل از فرآیند های بازاریابی مسئله برند سازی می باشد. هنگامی که نام هایی همچون دیجی کالا اسنپ و... را می شنوید نیازی به سرچ کردن و مطالعه راجب آنها ندارید یا به عبارتی اکثر مردم با این اسامی و کسب و کار آنها آشنا هستند این یک نمونه ی موفق بازاریابی می باشد. شما باید کاری کنید نام و برند تبلیغاتی شما برای عموم جامعه هدف تان واضح و آشنا باشد. به یاد داشته باشید که برندینگ صحیح کلید اصلی فروش شما است. زیرا این مرحله بهترین زمان برای ایجاد ذهنیت مثبت در مشتری و جلب اعتماد آنها است.
تعیین هدف
هدف نهایی هر کسب و کاری تولید ثروت می باشد اما توجه داشته باشید در استارت آپ ها باید برای هر مقطع خود هدفی تعیین و سعی کنید به آنها دست یابید. تعیین هدف شما و تیم تان را از بیهودگی ، بی انگیزگی و خستگی محفوظ می دارد!
خلاقیت و نوآوری در استارت اپ
اشتباهی که معمولا در کسب و کار های تازه تاسیس صورت می گیرد پیروی از استراتژی رقبا در بازایابی می باشد. تلاش کنید در بازاریابی راه مخصوص خود را بیابید. خلاقیت در بازاریابی می تواند شما را با جهش های چشمگیری رو به جلو پرواز دهد اما در تقلید بی چون و چرا نهایتا به اندازه رقبای تان رشد خواهید کرد در حالی که معلوم نیست به آنها برسید!
تعیین مشتریان هدف
حقیقت این است که هر چقدر هم که استارتاپی ایدهی فوقالعادهای داشته باشد و یا بتواند موفق عمل کند. اگر درک درستی از مشتریان هدف خود نداشته باشد و یا نتواند آنها را به درستی شناسایی کند، دچار شکست میشود. بنابراین موفقیت بازاریابی استارتاپ ها در شناخت صحیح مخاطبان و مشتریان هدف و درک نیاز آنها است. از این رو اگر استارتاپی در زمینه خاصی فعالیت میکند که مشتریان آن قشر خاصی از مردم هستند. باید در پیشبرد استراتژی بازاریابی خود این قشر را مد نظر قرار دهد. با توجه به آنچه که تا کنون گفته شد میتوان گفت که تعیین مشتریان هدف باید قبل از تدویت استراتژی بازاریابی مد نظر قرار گیرد.
گوش دادن به مشتری
در هر زمینهای که فعالیت میکنید در نهایت این مشتری است که تعیین کننده موفقیت یا شکست کسب و کار یا استارتاپ شما است. بنابراین نکته مهمی که در بازاریابی استارتاپ ها همواره باید مورد توجه قرار گیرد گوش دادن به مشتری و در نظر گرفتن نیازهای او است. نکتهای که استارتاپها باید آن را مد نظر قرار دهند این است که منظور از گوش دادن به مشتری توجه به بازخورد او نسبت به محصولات است. در این میان کسب و کارهایی موفق هستند که به کمک بازخورد مردم محصولات خود را بهبود میبخشند و تا جای ممکن به نیازهای مشتری نزدیکتر میکنند.
توجه به بازاریابی شبکههای اجتماعی
امروزه شبکههای اجتماعی به بخش جدایی ناپذیری از زندگی مردم تبدیل شدهاند. از این رو بازاریابی شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین مباحث بازاریابی استارتاپ ها هسند که باید به آن توجه شود. از سوی دیگر نیز تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی و تعامل با مشتری از طریق همین شبکهها میتواند با جلب اعتماد مشتری میزان فروش را تا حد زیادی افزایش دهد. از این رو استارتاپ ها میتوانند با صرف بودجهی اندکی بازاریابی دیجیتال خود را بهبود دهند و به جذب مشتری بپردازند. به عنوان مثالی برای این موضوع میتوان به اکانتهای پرطرفدار اینستاگرامی و استراتژی بازاری جذاب آنها اشاره کرد.
اندازه و ثروت بازارتان را بسنجید!
تعداد افرادی که احتمال مشتری شدن را دارند (یا همان اندازه بازار) خیلی خیلی مهم است! چرا؟
- اندازه بازار مشخص میکند که آیا ایده شما ارزش دنبال کردن دارد یا نه! چون اگر اندازه بازار شما خیلی کوچک باشد ممکن است با شکست مواجه بشوید
- سرمایه گذران معمولا روی استارت آپهایی سرمایه گذاری میکنند که اندازه بازار منطقیای داشته باشند. منظورم از منطقی این است که قرار نیست استارت آپ شما همان اول میلیون ها طرفدار داشته باشد بلکه اندازه بازار شما باید با اهمیت و ارزش استارت آپ شما همخوانی داشته باشد.
همچنین خیلی مهم است که سرمایه گذار شما از آمار و ارقام دقیق بازار شما اطلاع داشته باشد و بداند که حدودا چند نفر در این بازار جا دارند و آیا این تعداد میتواند سودآور باشد یا نه.
سرمایه گذاران معمولا زمانی که گزینهها و پیشنهادهای مختلف سرمایه گذاری را کنار هم گذاشته و مقایسه میکنند یکی از معیارهایشان هم "اندازه بازار" است و این رقم تاثیر زیادی روی تصمیم سرمایه گذاران دارد.نیازی نیست شما یک ریاضیدان باشید تا بدانید که هر چه تعداد مشتریان بالقوه بیشتر باشد شانس کسب سود هم بیشتر میشود! استارت آپ هایی که بازارهای کوچکی را مورد هدف خودشان قرار دادهاند در متقاعد کردن سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری معمولا به مشکل میخورند چون سرمایه گذاران فکر نمیکنند که بازارهای کوچک بتوانند سود خوبی داشته باشند.
علاوه بر اندازه بازار، خیلی مهم است بدانید که چه نوع پولی در این بازار رایج است و به اصطلاح جریان مالی این بازار چگونه است. خیلی راحتتر بگویم، آیا این افراد تمایلی برای خرج کردن پول دارند؟ چقدر؟ آیا این مبلغ ارزش این را دارد که ایده عملی شده و روی آن سرمایه گذاری بشود؟
با ارزش پیشنهادی وارد رقابت بازار بشوید!
در بعضی بازارها انقدر فرصت زیاد است و اندازه بازار بزرگی دارند که کلی رقیب وارد آن شدهاند و رقابت بالایی دارند. در چنین بازارهایی شما و استارت آپ شما چه سهمی دارید؟ آیا استارت آپ شما به قدری قوی خواهد بود که از بین این همه رقیب عبور کرده و برجسته بشود؟ آیا استارت آپ شما میتواند بازار را به دست بگیرد؟
کلید ورود به بازارهای شلوغ و پررقابت، ارزش پیشنهادی است. حالا ارزش پیشنهادی چیست؟ بگذارید مفهوم ارزش پیشنهادی را خیلی سریع و ساده برایتان باز کنم. شما یک ایده دارید و میخواهید خدمت یا محصولی را تحویل جامعه بدهید. این قضیه دو رو دارد: یک روی قضیه شما و سرمایه گذار شما هستید که باید نسبت به زمان و هزینهای که روی این ایده صرف کرده اید سودی هم به دست بیاورید. روی دیگر قضیه مشتریان شما هستند که باید از پول خرج کردن روی ایده شما سودی ببرند یا مشکلشان حل بشود. اگر این دو روی یک سکه به تعادل برسند میتوانید بگویید که ایده شما ارزش پیشنهادی بالایی دارید: بعنی ارزش زیادی به هر دو طرف پیشنهاد میدهد.
- ۹۸/۰۴/۱۵